الشيخ السبحاني
39
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)
بوده است . اينجاست كه انسان به عظمت جملهاى كه قرآن در چهارده قرن پيش فرموده است پى مىبرد ، آنجا كه مىفرمايد : « ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا » اين سخنانى است كه به زبان مىرانند و در اين عقايد از افرادى كه قبلا كافر شدهاند پيروى مىكنند و خود را در اين عقيده ، شبيه آنان مىسازند . نبودن فرزندى براى خدا از نظر قرآن و خرد دلايل روشن عقلى و قرآنى با ( روشنترين وجه ) ، نسبت هر نوع ولد و فرزند را به خدا سخت محكوم مىكند ، زيرا معناى اين جمله اين است كه جزئى از بدن پدر به نام « اسپرماتوزوئيد » منفصل و جدا گردد و در رحم مادرى قرار گيرد و به مرور زمان به تكامل خود ادامه دهد ، ولى انتساب چنين مطلبى به خدا صددرصد واهى و باطل است . از طرفى خداوند ، ماده و جسم نيست تا جزئى از بدن آن منفصل و جدا گردد و در نقطهاى رشد و نمو كند ، بلكه او آفرينندهء جهان ماده و اجسام مىباشد و وجود و هستى او ، پيراستهتر از آن است كه از مقام شامخ خود ، آنچنان تنزل كند كه به شكل اجسام درآيد و از نظر درجه در حد ماده كه در دل زمان و مكان قرار دارد قرار گيرد . از طرف ديگر ، انفصال جزئى از خدا ، جز تحليل و تجزيهء ذات ، معناى ديگرى ندارد و ذات خداوند بالاتر از آن است كه